بسم ربّ الشهداء و الصدیقین

آخرین روز از هفته‌ی دفاع مقدس را می‌گذرانیم. نتوانستم بی‌تفاوت از کنارش عبور کنم. تصمیم گرفتم تا جملاتی را هر چند موجز و مختصر بنویسم. در مورد شهدا بسیار نگاشته‌اند و البته در قیاس با آن چه باید نگاشته شود بسیار اندک است. آن‌هایی که جان شیرینشان را فدای گوشه‌ی چشم نگار خود نمودند. به راستی شهدا که بودند؟ چه کردند؟ اگر امروز بودند، چه می‌کردند؟ هر یک از این سؤالات نیازمند مجالی است تا پاسخ‌های خود را بیابند و در این سطور فرصت پرداختن به همه‌ی آن‌ها نیست.

در این چند جمله در پی آنم تا هر چند مختصر، تنها به یک سؤال بپردازم که اهمیت آن فوق العاده است: «به راستی شهدا از ما چه انتظاری دارند؟ به دیگر سخن، چه کنیم تا خونشان را پایمال نکنیم؟» البته این سؤال که چه کنیم تا مدیون خونشان نباشیم از نظر من درست نیست، چرا که دین ما تا لحظه‌ی مرگ (انشاءالله شهادت) بر ذمه‌ی ما مستقر است و مدیون نبودن به آن‌ها هیچ‌گاه معنا نمی‌یابد. اما واقعاً انتظار آن‌ها از ما چیست؟ شاید بهترین منابعی که بتوان پاسخ این سؤال را از دل آن‌ها بیرون کشید، وصیت‌نامه‌های شهداست. اگر چه شهدا وصایایی را مطرح نموده‌اند که بعضاً با هم متفاوتند، اما می‌توان ادعا نمود که یک وصیت مشترک میان آن‌ها وجود دارد و مورد توجه اکثریت مطلق شهدا بوده است. این اهتمام ویژه‌ی شهیدان والا مقام، اهمیت فوق‌العاده‌ی این وصیت را نشان می‌دهد. اما این وصیت چیست؟ می‌توان گفت که تقریباً تمامی شهدا در وصیت‌نامه‌ی خود اشاره به آن داشته‌اند که سعادت دنیا و آخرت در ولایت‌مداری و پشتیبانی از ولایت فقیه است و این جمله‌ی طلایی مشترک میان آن‌هاست. این مردان خدا، انتظار خویش از ما را صراحتاً بیان نموده‌اند. آن‌ها نه تنها خود به صورت عملی، به ندای ولی فقیهشان لبیک گفتند و به سوی جبهه‌ها شتافتند، که با قلم و گفتار خویش نیز آن را اعلان نمودند تا جای هیچ شک و شبهه‌ای برای احدی باقی نماند. البته نمی‌توان گفت که تنها انتظار شهدا از ما اینست، اما می‌توان گفت که مهمترین و کمترین انتظارشان اینست که پیرو واقعی ولی فقیه باشیم. کسی که به این وصیت شهدا عمل نکند، در حقیقت پا بر خون شهدا نهاده است، چرا که آنان خود را فدای نظام اسلامی و ولایت کردند. بر کسی پوشیده نیست که تضعیف ولایت به هر شکل ممکن، تضعیف نظام اسلامی است و تضعیف نظام، تقابل با هدف شهدا و حرکت در مسیر خلاف حرکت آنان است. آنان رفتند تا ولایت بماند. البته در حقیقت آنان نرفتند و حاضر و ناظر بر رفتار و گفتار ما هستند.

 شهید بزرگوار سیدمرتضی آوینی این چنین می‌نویسد:

«پندار ما اینست که شهدا رفته‌اند و ما مانده ایم اما حقیقت آنست که شهدا مانده‌اند و زمان ما را با خود برده است»

خداوندا، اگر لیاقت آن را نداریم که در مسیر شهدا گام برداریم و ادامه دهنده‌ی راهشان باشیم، لااقل ما را از آنانی که خون شهدا را پایمال می‌کنند قرار مده.

آمین، یا رب العالمین

 

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/٧/٦ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ  توسط شبیر  نظرات ()