|
در ایام بیماری مرحوم علامه امینی رضوان الله تعالی علیه صاحب کتاب شریف الغدیر، فردی برای عیادت به منزل ایشان واقع در پیچ شمیران تهران رفت و علامه سخت بیمار و به پشت خوابیده بود. آن فرد در ضمن حرفها گفت: آقا مثلا اگر انسان به حضرت عباس علیه السلام علاقه و محبت نداشته باشد، به کجای ایمان او صدمه میخورد؟! علامه امینی متغیر شده و با آن حالت نقاهت نشست و فرمود: به حضرت اباالفضل علیه السلام که سهل است، اگر به بند کفش من که نوکری از نوکران حضرت اباالفضل علیه السلام هستم از این جهت که نوکرم علاقه نداشته باشد، والله به رو در آتش خواهد افتاد.
هرچه داریم همه از کرم عباس است / خلقت جنت حق، لطف کم عباس است نور بر شمس و قمر، ماه بنیهاشم داد / عرش یک ذره زخاک قدم عباس است شیعه از کینه دشمن نهراسد هرگز / دین ما تحت لوای علم عباس است نه فقط خلق زمین عبد و غلامش باشند / بخدا خیل ملائک خدم عباس است در صف حشر علمدار سخاوت زهراست / علم فاطمه دست قلم عباس است نام معشوق مبر نزد من از عشق بگو / عشق دیریست که در پیچ و خم عباس است باب حاجات بود نام نکویش اما / منطبق باب حسین با رقم عباس است ای که حاجت زحسین میطلبی دقت کن / پرچم شاه به سوی حرم عباس است کاشف الکرب که دل ازهمه عالم ببرد / لب خشکیدهی شش ماهه، غم عباس است بر روی قوس فلک، جلوه خونگاه غروب / زخم شمشیر به ابروی خم عباس است خلق در آرزوی کرب و بلایند ولی / چشم امید همه بر قلم عباس است
|