افراد را نباید سیاه و سفید دید، یعنی یکی را بدون حسن دیدن و دیگری را بدون عیب یافتن. این یعنی حقیقت جویی. جز معصومین علیهم السلام که نور مطلق هستند و عاری از کوچکترین عیب، هیچ بشری خوبی مطلق نیست. البته همین معصومین دستور داده اند که از برخی دیگر از افراد مانند مراجع تقلید و در رأس آنها ولی فقیه جامعه بدون چون و چرا تبعیت کرد یعنی مثلا اگر مرجع تقلیدی فتوایی صادر نمود، باید بر طبق آن رفتار کرد چرا که آن چه از ما خواسته‌اند همین تبعیت محض از فتاوای مراجع تقلید و به طریق اولی اطاعت از اوامر ولی فقیه جامعه اسلامی است. اما غیر از موارد فوق الذکر، بر ما لازم است تا رفتار سایرین را هم به لحاظ شرعی و هم به لحاظ عقلی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و سپس اظهار نظر نماییم.

در زمان انتخابات ریاست جمهوری، از میان 4 کاندیدای موجود، احمدی نژاد را اصلح می دانستم و البته هنوز نیز میان آن 4 نفر او را بهتر می‌دانم. اما همان موقع هرگاه با دوستان صحبت می‌کردم، به این نکته اشاره داشتم که او علاوه بر نقاط قوت بسیار نسبت به سایرین، دارای نقاط ضعفی جدی است که که غیرقابل دفاع است، اما در مجموع معدل احمدی نژاد از دیگران بالاتر بود.

اما یکی از امتیازاتی که برای او بیش از سایرین قائل بودم، ولایت پذیری بود که البته این را در مقایسه با سایر کاندیداها و رؤسای جمهور قبلی می گویم و به نظرم واقعا اینگونه است، همچنان که شخص رهبری در خطبه های نماز جمعه تاریخی خود آن را ابراز نموده و فرمودند:" ... نکته را به رئیس جمهور تذکر دادم، زیرا میدانستم ایشان ترتیب اثر می دهند" اما احمدی نژاد در امتحان اخیر ولایت پذیری خود مردود شد همچنانکه پیش از او هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی و ... بارها مردود شده بودند. همگی مشاهده کردیم در حالی که رهبر معظم انقلاب در نامه‌ای خطاب به رئیس جمهور عزل مشایی را صراحتاً خواستار شدند اما یک هفته طول کشید تا این خواسته ایشان اجرا بشود و نهایتاً این خود اسفندیار بود که استعفا داد نه اینکه احمدی نژاد او را عزل نماید و دلمان آن گاه بیشتر به درد می‌آید که با فاصله چند ساعت از این استعفا، آقای رحیم مشایی به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور و مشاور ویژه ایشان منصوب می‌گردد. البته تصورم بر اینست که ارتباطاتی ورای این روابط معمولی میان این دو نفر وجود دارد که رئیس جمهور حاضر است محبوبیت خود را فدای این روابط نماید.

اما کلام آخرم با رئیس جمهور است؛ اگر چه میدانم که احتمالاً او هیچگاه این سخنان را نمی‌شنود اما ترجیح می دهم حداقل برای آرام تر نمودن خویش آن را مطرح کنم.

آقای احمدی نژاد! اکثریت قریب به اتفاق جعیت 24.5 میلیون نفری که شما را در انتخابات برگزیدند، فدائیان ولایت بودند. آن ها شما را انتخاب نمودند چرا که تصور می‌کردند از دیگران ولایت مدارترید و در مسیر امام و شهدا گام برمیدارید. این جمعیت انبوه، عاشق چشم و ابروی شما نبوده و هیچ عقد اخوتی با شما و نه با هیچکس دیگری جز ولی‌شان نبسته‌اند. این مردم اگر ببینند که اوامر ولی فقیه به سرعت و با دقت اطاعت نشود، مطمئنا دست از حمایت از شما خواهند کشید و سیل خروشان ملت پاسخ شما را خواهند داد. البته بسیار امیدوارم که این آخرین باری باشد که رئیس جمهور منتخب به خود اجازه‌ی چنین گستاخی را بدهد و همانطور که تا کنون با تبعیت از اوامر رهبری محبوب بود، محبوب باقی بماند؛ چرا که در غیر این صورت به سرنوشت امثال میرحسین موسوی دچار خواهد شد. آقای احمدی نژاد! خط قرمز حامیان  شما ولایت فقیه است و اگر خدایی ناکرده از این خط قرمز تجاوز نمایید دیگر مجالی برای جبران نخواهید داشت.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/٥/٦ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ  توسط شبیر  نظرات ()