ماه اردیبهشت در دو سال اخیر به دیگر ماه‌ها فخرفروشی می‌کند. در اردیبهشت ماه سال گذشته شهید علی هاشمی بعد از 22 سال به میهن بازگشت؛ شاید برای خیلی از هم‌رزمانش بازگشت او قابل باور نبود. اتفاقات عالم تصادفی نیست، حکمتی در کار بود که او دوباره لازم دید تا بیاید تا شاید تلنگری به مردم بزند. شاید آمد تا غبار فتنه‌ها را از میان بردارد و ریشه‌ی فتنه را بخشکاند.

اردیبهشت امسال هم مهمانی عزیز داشت و شهید برونسی بعد از 27 سال، خود را نمایان کرد تا شاید چیزی را به همه بگوید که جز با دیدنش نمی‌شد. شاید تکلیف امروز او حضور فیزیکی در میان مردم بود. شاید او به مقابله با فتنه‌ای بزرگتر آمد، شک نکنید که حضورش ضروری بوده، وگرنه قرار نبود که هیچ گاه برگردد، خودش این را گفته بود. خدا را چه دیدی، جمع یاران شاید کامل شود، وقتی که حاج احمد متوسلیان برگردد. شاید خدا او را نگه داشته برای روز مبادا، برای فتنه‌های سنگین‌تر. هنوز وقتش نرسیده، اندکی صبر . . . .

حالا دیگر هاشمی و برونسی مزارشان مخفی نیست، شاید حضور آن‌ها و مشخص شدن قبورشان مقدمه‌ است، مقدمه‌ای برای یک اتفاق بزرگتر و بسیار بزرگتر. شاید قرار است کسی بیاید که دیگر مزاری مخفی نماند. شاید لازم است ابتدا سربازان بیایند و بعد فرمانده. خبرهایی به شهر آمده، گویا باید منتظر خبرهای مهمتری باشیم.

خبر آمد، خبری در راه است . . . .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٠/٢/٢٢ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ  توسط شبیر  نظرات ()